بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

21

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

گريزناپذير است مىتوان بر تعريف « شرح الاسمى » يا « تحليل مفهومى » حمل كرد . در نوشتار كنونى نيز براى آنكه روشن باشد چه اهدافى از طرح بحث داريم ، چاره‌اى جز بيان مقصود از موضوع مورد نظر نداريم . به‌نظر مىرسد بهترين راه براى تعريف امورى از اين سنخ ، تعريف براساس تحليل مفهومى باشد كه در زبان منطق‌دانان مسلمان به « شرح الاسم » نامبردار است . صاحب‌نظران ، تحليل مفهومى را بيان و تحليل مفاهيم سازنده و مؤلفه‌هاى مفهومى معرّف دانسته‌اند . « 1 » بنابراين ، ضرورت دارد مفاهيم به كار رفته در موضوع به‌صورت كوتاه بيان و تحليل شوند و سرانجام با جمع آن‌ها ، مرادمان از موضوع مورد نظر نيز بيان گردد . 1 - 1 . تفسير تفسير ، مصدر باب تفعيل از ماده « ف . س . ر . » است . از اين كلمه به ابانه ، بيان ، جدا كردن ، بيان و توضيح دادن شىء ، پيدا و آشكار ساختن امر پوشيده ، كشف معناى معقول ، اظهار معناى معقول ، بيان كردن معناى سخن و . . . تعبير شده است . « 2 » در اصطلاح مفسران ، اين واژه تعاريف نسبتا مختلفى به خود گرفته كه پرداختن به همه آن‌ها نه مطلوب است و نه ميسور . به نظر نگارنده ، يكى از بهترين تعريف‌هاى طرح شده در اين باب تعريف مفسر معاصر علامه طباطبايى است ، ايشان در مقدمه الميزان تفسير را چنين

--> ( 1 ) . احد فرامرز قراملكى ، روش‌شناسى مطالعات دينى ، مشهد ، دانشگاه علوم اسلامى رضوى ، 1380 ، ص 151 . ( 2 ) . براى تفصيل بيش‌تر در اين باب نك : على اكبر بابايى و ديگران ، روش‌شناسى تفسير قرآن ، تهران ، سمت و پژوهشكده حوزه و دانشگاه ، 1379 ، ص 6 - 5 .